الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
147
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
بيش از پيش حكمفرما شد و ( شديدتر و گستردهتر از دورهء قبل ) به نقل آنچه كه از گذشتگان به جاى مانده بود ، اكتفا گرديد و حدّ اكثر ، گاه براى كتب گذشتگان شرحى نوشته مىشد ، يا تلخيص مىگرديد . « 1 » هر چند در اين دوره ، برخى از علما كتابهايى را در فقه تدوين كردند ، ولى نسبت به گستردگى كشور اسلامى و جمعيّت مسلمين و همچنين طول اين دوره ( حدود 6 قرن ) ، بسيار اندك است . « 2 » برخى از فقهاى دورهء چهارم : 1 . عزّ بن عبد السلام ( م 660 ) . 2 . عبد الوهّاب على بن كافى ( م 771 ) . 3 . تقى الدّين أبو الحسن على بن قاضى ( م 756 ) . 4 . احمد بن على بن حجر عسقلانى ( م 852 ) . 5 . جلال الدّين سيوطى ( م 911 ) . 6 . شيخ الاسلام أبو يحيى زكريا بن محمّد انصارى ( م 926 ) . 7 . احمد بن محمّد بن على بن حجر هيتمى ( م 974 ) . استاد « مصطفى زرقا » دربارهء اين دوره مىنويسد : « در اين عصر ، تفكّر تقليدى بسته ، حكمفرما بود و علما به جاى پىجويى علل و مقاصد شريعت در فقه ، به صرف حفظ و قبول آنچه در كتابهاى فقهى آمده بود ، اكتفا مىكردند و در اواخر اين دوره ، تفكّر عاميانه جاى انديشههاى علمى را - نزد بسيارى از فقها - گرفته بود » . « 3 » ويژگى دورهء چهارم : تنها ويژگى اين دوره ، حكومت تفكّر تقليدى بود . در نتيجه ، در اين دوره ، كتابهاى رسمى فتوايى زياد شد و همين كتابها ، پيوسته از مهمترين مراجع فقهى به شمار مىآمد . برخى از محقّقان نام تعدادى از اين فتاواى رسمى را چنين ذكر كردهاند : « فتاواى تاتارخانيه ، بزازيه ، ظهيريه ، هنديه ، خيريه ، زينيّه » و مانند آن ؛ فتاواى خانيه ، متعلق به قاضى خان ، حسن بن منصور ( م 592 ) بود و فتاواى بزازيه ، به حافظ الدّين محمّد ، معروف به ابن بزاز ( م 827 ) تعلّق داشت و فتاواى زينيّه ، از ابن نجيم ، زين العابدين مصرى ، از بزرگان فقهاى حنفى بود .
--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ الفقه الاسلامى ، ص 99 و 104 ؛ المدخل الفقهى العام ، ج 1 ، ص 186 ؛ تاريخ التشريع الاسلامى ، خضرى بك ، ص 226 - 225 . ( 2 ) . در حالى كه اين دوران عصر ركود فقه اهل سنّت است ، ولى همانگونه كه در تشريح دورههاى فقه اهل بيت عليهم السلام گذشت اواخر قرن ششم تا قرن يازدهم ؛ ( يعنى تا شروع عصر سيطرهء اخباريون ) دورهء طلايى فقه اهل بيت عليهم السلام به شمار مىآيد و اين دوران شاهد ظهور فقهايى همچون ابن ادريس حلّى ( م 598 ) ؛ محقّق حلّى ( م 676 ) ؛ علّامهء حلّى ( م 726 ) ؛ فخر المحقّقين ( م 771 ) ؛ شهيد اوّل ( م 786 ) ؛ محقّق كركى ( م 940 ) ؛ شهيد ثانى ( م 966 ) و محقّق اردبيلى ( م 993 ) و ديگر بزرگان - با دهها آثار ارزشمند فقهى - بود . در واقع در اين چند قرن فقه اهل بيت عليهم السلام و فقه اهل سنّت دو حركت متعاكس داشتند ؛ فقه اهل بيت عليهم السلام رو به رشد و بالندگى و فقه اهل سنّت رو به ركود و خمودى نهاد و شايد يكى از ادلّهء آن ، بروز جنگهاى صليبى و به دنبال آن فتنهء مغول بود و با توجّه به اينكه فقهاى اهل سنّت مورد حمايت حكومتها بودند و حكومتهاى اين دوران تحت فشار جنگهاى سنگين مزبور قرار داشتند نمىتوانستند حمايتهاى كافى از فقهاى خود داشته باشند و بستر مناسبى را براى رشد فقهى آنان فراهم آورند . ( 3 ) . المدخل الفقهى العام ، ج 1 ، ص 186 .